۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سه‌شنبه

سیرک انتخابات

خاک بر سر ملتی که بدونه رایش اندازه پهن ارزش نداره و بازهم سر رو زیر بندازه و در انتخابات شرکت کنه.
کسانی که امسال در سیرک انتخابات رژیم شرکت میکنند از نظر جوانان و نسل سوخته بعد از شورش 57 خائن و مسئول مشروعیت بخشی به جمهوری اسلامی هستند.
هر کجا نمیخوای باش از تهران گرفته تا روستاهای زاهدان و کردستان خوزستان و آذربایجان ولی بدان که اگر در انتخابات شرکت کردی و مهر مجلس نهم در شناسنامه ات خورده در واقع مهر خیانت به هم میهنانت هست که در شناسنامت به خوبی ثبت شده
منبع >
طرح غرامت جوانان ایران از انقلابیون 57 که به اشتباه خود اقرار نکرده اند
https://www.facebook.com/enghelab57
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ بهمن ۲۳, یکشنبه

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت 25 بهمن...حال که شاهزاده گفت من هم هستم.

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت 25 بهمن...حال که شاهزاده گفت من هم هستم.


رفراندوم رفراندوم، این است شعار مردم

 بیست و پنجم بهمن، فریاد آزادی


منبع >http://sokhanibashoma.blogspot.com/2012/02/blog-post_12.html
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

پيام محمد رضا شاه به بچه هاي ايران

بچه ها سلام ، حالتون خوبه ؟ دهه زجر خوش میگذره ؟ دلتون واسه ما تنگ نشده یه کوچولو ؟ دلار هفتاد ریالی دلتون میخواد ؟ اجاره خونه 500 ریالی چطور ؟ کفش بلا 50 ریال.مرغ تازه 70 ریال.تغذیه رایگان هر روز صبح سر ساعت 10 صبح برای بچه هاتون چطور ؟پیکان جوانان دولوکس 20 هزار تومنی دلتون میخواد ؟ امریکا بدون ویزا ، کسی جرات نداشت تو دنیا چپ بهتون نگاه کنه چطور ؟ :)

وای نه راست میگین ؟ یارو رو از مقوا ساختن از هواپیما پیاده اش کردن ؟ چی ؟ من ساواک داشتم ؟ ای بابا ! خوب امثال همین سید علی توش بودن دیگه، یا این مسعود رجوی مامانی :) چی ؟ من بد بودم ؟ شوخی میکنی ! من زندان داشتم ؟ وای نگو تو رو خدا ! زندان اونیه که الان داری داخلش زندگی میکنی عزیز دلم. جلوی زندان اینا ، مال من مهد کودکم نبود قربونت برم.
اصلا میدونی چیه ؟ من بد بودم !
دهه زجرت بخیر و سلامت !

نه شوخی کردم، دلم اون دنیا هم به حالتون میسوزه :)
منبع >فیس بوک 
طرح غرامت جوانان ایران از انقلابیون 57 که به اشتباه خود اقرار نکرده اند
https://www.facebook.com/enghelab57
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه

شاهزاده رضا پهلوی ،مبارزه به دور از خشونت

شاهزاده رضا پهلوی در پیام ۲۹ ژانویه در وبلاگ سخنی با شما گفتنند
باور من به مبارزات به دور از خشونت به عنوان روشی‌ کار ساز برای تغییرات بنیادین در ایران بر مبنای این حقیقت شکل گرفته است، که در نهایت می تواند نتیجه‌اش فراگیر و همیشگی‌ باشد. این روش نه نشان از"بی‌ اراد گی" است که در واقع پیکاری " پرتوان و فعال " است. این مبارزات بر پایه اصول معینی چون جدایی دین از حکومت، انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، حکومت مردم بر مردم، جامعه مدنی و ترقی‌ خواهی‌ پایه ریزی شده است. چنین نهضتی تمام اقشار جامعه را در بر می‌‌گیرد که به دور از انتقام جویی‌ها و ماورای هر انگیزه‌ای از خشونت، در پی‌ سرنگونی حکومت دیکتاتوری مذهبی‌ هستند.
منبع >
http://sokhanibashoma.blogspot.com/2011_08_01_archive.html
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

سخنرانی مقوا در فرودگاه


در راستای کش دادن جریان امام مقوائی

منبع >
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=360714283956390&set=a.105112356183252.10965.100000534648933&type=1&theater
ارسال به بی رنگی

ا ز دستاوردهای انقلاب و انقلابیون شوم 57: قتل و اعدام وحشیانه ی شادروان دکتر فرخ رو پارسا -پزشک، آموزگار و نخستین وزیر زن آموزش و پرورش


"منصوره پیرنیا واپسین دقایق زندگی او را، که حکومت به گمان خود به تحقیر همراه با یک روسپی به اعدام سپرده بود، چنین تصویر می كند: پری بلنده اندامی كشیده وبلند و موزون داشت و یک سروگردن از مامورین اجرای اعدام و میرغضب‌ های خود بلندتر می نمود. پری چادرنمازی برسرداشت... گونی كهنه‌ای راآوردند و برسر و روی او انداختند. گونی كوتاه بود و بخشی ازساق ومچ پای موزون پری اززیرچادر و گونی بیرون افتاده بود. گونی دیگری را آوردند و به بلندای پاهای او كشیدند و با طناب دور آن را بستند و به سرعت طناب پیچ‌اش كردند و طنابی بر گردن اوانداختند و سر طناب را به درخت بستند و چون گوسفندی كه بردرخت آویزان می كنند تا آن را سلاخی و قربانی كنند، طناب دار را بالا كشیدند...
گونی كهنه و كثیف و چرک‌آلود دیگری را آوردند و این بارمعلم و پزشک، نخستین زن مدیر كل، نخستین زن وكیل مجلس شورای ملی، نخستین بانوی معاون وزیر و نخستین زن وزیر و مبارز راستین راه آزادی و برابری حقوق زنان را به زور در گونی كردند و برای آن كه دست و پایی نزند، طنابی را بر پاهای او بستند و طناب دیگری را از روی گونی به دور گردن او پیچیدند و او را به درخت اعدام آویزان كردند. طناب داررا كه بالا كشیدند، طناب پاره شد و فرخ‌رو پارسا، در فاصله یک متری به زمین افتاد. حالا دیگر به كلی از حال رفته و بیهوش شده بود. طناب را از سر و رو و بدن او باز كردند و او را به داخل حیاط بردند و دركنار حوض كثیف و آب خزه گرفته‌ای، مشتی آب بر سر و روی او زدند و دوباره او را به هوش آوردند. خانم پارسا كه به هوش آمد نفسی به راحتی كشید و تصور می‌كرد با پاره شدن طناب بیگناهی او نیز به اثبات رسیده و مورد لطف خداوندی قرار گرفته است. كمی آرام گرفته بود و دیگر گریه و زاری و ناله هم نمی كرد. پس ازگذشت نزدیک به پانزده دقیقه، باز او را به محل قتلگاه بردند.
كارش به جنگ تن به تن كشیده بود. این بار سیم کلفت و مقاوم بكسل آوردند و به بالای درخت بستند و سپس سیم دار را بر گردن فرخ‌روپارسا انداختند و چند جعبه خالی پپسی را زیر پای او گذاردند و دقایقی دیگر یكی از دژخیمان مرگ لگد محكمی به جعبه‌ها زد و جعبه‌ها را از زیر پای خانم پارسا به گوشه‌ای پرتاب كرد...ساعت یک و نیم صبح روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۹ بود. سه تیر خلاص بر پیكربیجان وی شلیک شد. فرخ‌رو پارسا حتی در وصیت‌نامه ی بس كوتاه خود حقوق زنان را فراموش نكرد و نوشت: «دادگاه میان زنان و مردان تفاوت زیادی می گذارد و امیدوارم آتیه برای زنان بهتر از این باشد» "
منبع >
https://www.facebook.com/enghelab57
ارسال به بی رنگی